سفارش تبلیغ
صبا ویژن
نقل می کنند که امام صادق علیه السلام این دو بیت را بارها برای مَثَل زدن می خواند [کنز الفوائد]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :0
بازدید دیروز :2
کل بازدید :11288
تعداد کل یاداشته ها : 5
99/5/23
10:20 ع
منم گدای فاطمه
مشخصات مدیروبلاگ
 
روح الله مسلمی زاده[7]
سلطان نام بزرگ و ارزشمندی است. خوشحال میشوم اگر نکات ارزشمند برام ارسال فرمایید. دوستتان دارم

خبر مایه
سلطان نکته ها
گنجینه

آیت‌الله شیخ عبدالوهاب روحی یزدی، از علمای سرشناس علم و اخلاق و از روحانیون وارسته حوزه علمیه قم در سال 1281خورشیدی برابر با 1321 هـ .ق در خانواده‌ای مذهبی در یزد دیده به جهان گشود.این عالم ربانی، مقدمات و برخی از دروس سطح را در حوزه علمیه یزد نزد حضرات آیات: سید احمد مدرس طباطبایی و میرزا حسن محمودآبادی فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیل، عازم حوزه علمیه خراسان شد و دروس سطح را در مدت دو سال در محضر اساتید برجسته آن دیار پی‌ گرفت.آوازه حوزه علمیه قم و دانشمندان نامی آن، شیخ عبدالوهاب را مجذوب خود ساخت و سبب شد تا ایشان در جوار حرم ملکوتی کریمه اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه(س) سکنی گزیند. این دانشور جوان سال‌ها در محضر استوانه‌های علمی و اخلاقی حوزه علمیه قم، همچون حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید حسین بروجردی، سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمدتقی خوانساری و سید صدرالدین صدر به کسب علم و تهذیب نفس و ملکات اخلاقی پرداخت. تا اینکه تلاش شبانه‌روزی‌اش با عنایات و توجهات ولی‌عصر(عج) به ثمر نشست و به مراحل علمی و ملکات اخلاقی بالایی دست یافت. ‌ ‌ آیت‌الله روحی از سال‌های آغازین تحصیل بنا به سنت دیرینه حوزه‌های علمیه ضمن تحصیل، به تدریس نیز می‌پرداخت و از مدرسین بنام حوزه علمیه قم به‌شمار می‌رفت. ‌ ‌در عصر زعامت آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله روحی به عضویت هیئت استفتاء ایشان درآمد و از طرف معظم‌له به عنوان ممتحن رسمی حوزه علمیه قم تعیین شد. همچنین در سال 1342 که نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی آغاز گردید، آیت‌الله روحی از طرف مراجع وقت، مسئول رساندن نامه به ایشان شد.آیت‌الله روحی، تهذیب را اصل و اساس ارزش‌ها و منشأ خدمت به دیگران می‌دانست و به همپایی دانش و اخلاق معتقد بود. ایشان مردی خودساخته و در مرتبه والایی از توحید و ایمان، زهد و تقوا و عرفان قرار داشت. ایشان از حریت و صراحت کلام برخوردار بود. یکی دیگر از ویژگی‌های اخلاقی ایشان، تواضع و فروتنی بود. این صفت در ایشان بسیار نمودار بود.آیت‌الله روحی از دوستان نزدیک امام خمینی بود و مودتی صادقانه و ماندگار با حضرت امام داشت. پس از پیروزی انقلاب نیز این ارتباط ادامه داشت. آیت‌الله روحی مدتی را به تحصیل و زمانی را به تدریس و عمری را به تهذیب و دستگیری بندگان خدا پرداخت. سرانجام در 10 خرداد سال 1368 برابر با 1408 هـ .ق پس از دو سال تحمل درد و رنج بیماری، دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءاللّه پیوست. پیکر پاک آن عالم ربانی بر دوش ارادتمندان و مردم قم، از مسجد «حاج غضنفر» واقع در خیابان خاکفرج قم که بیش از چهل سال در آنجا به اقامه نماز، بیان احکام و مواعظ پرداخته بود، به سمت حرم مطهر تشییع و پس از نماز توسط فقیه اهل‌بیت آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی در حرم ملکوتی کریمه اهل‌بیت(ع) حضرت فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شد.


91/10/16::: 7:27 ع
نظر()
  
  

 از جمله برکات این شب مبارک آنست که ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سنه دویست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاى واقع شده و باعث مزید شرافت این لَیْله مبارکه شده و از براى این شب چند عمل است:


اوّل : غسل است که باعث تخفیف گناهان مى شود.
دوّم : احیاءاین شب است به نماز و دعاء و استغفار چنانچه امام زین العابدین علیه السلام مى کردند و در روایتست که هر که احیا دارد این شب را نمیرد دل اودر روزى که دلها بمیرند.
سوّم : زیارت حضرت امام حسین علیه السلام است که افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهانست و هر که خواهد با او مصافحه کند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت کند آن جناب را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است که به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان کند پس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات ((اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ)) و هرکس در هر کجا باشد در هر وقت که آن حضرت را به این کیفیّت زیارت کند امید است که ثواب حجّ وعُمره براى اونوشته شود وما زیارت مخصوصه این شب را در باب زیارات ذکر خواهیم نمود انشاءاللّه تعالى.
چهارم : خواندن این دعا که شیخ و سیّد نقل کرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است :

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَمَوْلُودِها

خدایا به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به دنیا آمده

تا...

 

النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان
پنجم : شیخ روایت کرده از اسماعیل بن فضل هاشمى که گفت تعلیم کرد مرا حضرت صادق علیه السلام این دعا را که بخوانم آنرا در شب نیمه شعبان :

اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ الرّازِقُ الْمُحْیِى الْمُمیتُ الْبَدىَّءُ

خدایا تویى زنده پاینده والاى بزرگ آفریننده و روزى دهنده زنده کننده و میراننده آغاز کننده

تا ...

 

رَجَوْتُ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
امیدوارم پس به من رحمت کن اى مهربانترین مهربانان
ششم : بخواند این دعا را که حضرت رسول صلى الله علیه و آله دراین شب مى خواندند :

اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا

خدایا بهره ما کن از ترس خود بدان اندازه که حائل شود میان ما

تا ...
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
و این دعاى جامع کاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله همیشه این دعا را مى خواندند.
هفتم : بخواند صلوات هر روز را که در وقت زوال مى خواند.
هشتم : بخواند دعاى کمیل را که ورودش ‍ در این شبست و در باب اوّل گذشت .
نهم : آنکه هر یک از سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجتهاى دنیا و آخرت او را .
دهم : شیخ در مصباح روایت کرده از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان که گفت گفتم به مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام که بهترین دعاها در این شب کدام است فرمود هر گاه به جا آوردى نماز عشا را پس دو رکعت نمازگذار بخوان در رکعت اوّل حمد و سُوره جحد که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ باشد و بخوان در رکعت دویّم حمد و سوره توحید که قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ است پس چون سلام دادى بگو سُبْحانَ اللّهِ سى و سه مرتبه و اَلْحَمْدُلِلّهِ سى و سه مرتبه و اللّهُ اَکْبَرُ سى و چهار مرتبه پس بگو:

یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَاِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ

اى که به سوى او است پناه بندگان در کارهاى اندوه خیز و به سوى او پناه برند خلایق در پیش آمدهاى ناگوار

یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ

اى داناى آشکار و نهان و اى که بر او پنهان نماند اندیشه هایى که در دلها افتد

وَتَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ

و تصرف کردن آن خاطرات اى پروردگار خلایق و آفریدگان اى که ملکوت

الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاّ

زمینها و آسمانها بدست او است تویى خدایى که معبودى جز تو نیست بسویت توسل جویم به کلمه ((لا اله اَنْتَ فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَهِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ
الا انت )) پس ى خدایى که معبودى جز تو نیست بگردان مرا در این شب از کسانى که بسویش نگریسته و مورد

فَرَحِمْتَهُ وَسَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَعَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ

رحم خویش قرارش داده و دعایش شنیده و اجابت کرده و پشیمانیش را دانسته پس او را پذیرفته اى

وَتَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَعَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ

و از خطاهاى گذشته اش و گناه بزرگش در گذشته اى پس من از گناهانم به تو پناهنده شده

مِنْ ذُنُوبى وَلَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ

و به تو ملتجى گشته ام در اینکه عیوبم را بپوشانى خدایا پس جود کن بر من به کرم خود

وَفَضْلِکَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَعَفْوِکَ وَتَغَمَّدْنى فى هذِهِ

و فضلت و بریز خطاهاى مرا به بردبارى و گذشت خویش و فراگیر مرا در این

اللَّیْلَهِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فیها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ

شب به فراوان کرمت و بگردان مرا در این شب از آن دوستانت که آنان را براى طاعت خویش برگزیده

لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَجَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَصِفْوَتَکَ اَللّهُمَّ

و براى پرستشت انتخاب فرمودى و ایشان را جزء خاصان درگاه و برگزیدگانت قراردادى خدایا

اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَتَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ

بدار مرا از آن کسانى که کوششش به جایى رسیده و از نیکیها بهره فراوان نصیبش گشته و به گردانم از

سَلِمَ فَنَعِمَ وَفازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِیادِ

آنانکه تندرست شده و متنعم و رستگار و بهره مند گشته و کفایت کن مرا از شر آنچه کرده ام و نگاهم دار از افزودن

فى مَعْصِیَتکَ وَحَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَیُزْلِفُنى عِنْدَکَ

در نافرمانیت و دوست گردان نزد من فرمانبرداریت را و آنچه مرا به تو نزدیک و مقرب درگاهت گرداند

سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَمِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَعَلى کَرَمِکَ

آقاى من به سوى تو پناه آرد شخص گریز پاى و از تو عاجزانه طلب کند جوینده و بر کرم تو

یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَاَنْتَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ

تکیه کند شخص عذرخواه و توبه کننده ادب کردى بندگانت را به کرم ورزى به آنها و تو کریمترین کریمانى

وَاَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَاَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى ما

و تو خود به بندگانت دستور گذشت دادى و خود آمرزنده و مهربانى خدایا پس مرا از آنچه از

رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ

کرمت امید دارم محرومم مکن و از نعمت هاى ریزانت ماءیوسم مدار و از بهره هاى فراوانت که در

جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَهِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّهٍ مِنْ

این شب براى فرمانبردارانت مقرر داشته اى بى بهره ام مساز و مرا در پناهگاه محکمى از آزار مخلوقات

شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ

شرورت قرار ده پروردگارا اگر من چنین شایستگى ندارم ولى تو شایسته کرم و گذشت و

وَالْمَغْفِرَهِ وَجُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى

آمرزشى و فرو ریز بر من بدانچه تو شایسته آنى نه بدانچه من سزاوار آنم زیرا براستى گمان من نیک است

بِکَ وَتَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَعَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ

و امیدم درباره تو محکم شده و جانم به سر رشته کرم تو آویخته است پس تویى مهربانترین

الرّاحِمینَ وَاَکْرَمُ الاْکْرَمینَ اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ

مهربانان و کریمترین کریمان خدایا مرا مخصوص بدار از کرم خویش به بهره هاى فراوان

قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ

و تقسیمهاى شایانت و از کیفر تو به عفوت پناه مى برم و بیامرز برایم آن گناهى را که عادت بد (مانند دروغ ) را بر من حبس

عَلَىَّ الْخُلُقَ وَیُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَاَنْعَمَ

کند و روزى را بر من تنگ سازد تا من به خوشنودى شایسته تو اقدام کنم و به عطاى فراوانت

بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ

متنعم گردم و به نعمتهاى بسیارت خوشبخت شوم زیرا من به آستان تو پناه آوردم

وَتَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَبِحِلْمِکَ مِنْ

و به کرم تو آویختم و به گذشت تو پناه جستم از ترس کیفرت و به بردباریت پناه جستم از

غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لا بِشَىءٍ

خشمت پس به من عطا کن آنچه را از تو خواستم و به من برسان آنچه را از تو خواهش کردم تو را به خودت سوگند دهم چون چیزى

هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ

از تو بزرگتر نیست
پس به سجده مى روى و مى گوئى یا رَبِّ بیست مرتبه یا اَللّهُ هفت مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ هفت مرتبه ما شآءَ اللّهُ ده مرتبه لا قُوّهَ اِلاّ بِاللّهِ ده مرتبه پس صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل اوعَلیهمُ السلام و مى خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا که اگر حاجت بخواهى بسبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عَزَّوَجَلَّ آن حاجتها را بکَرَم عَمیم وفَضْل جَسیمِ خود .
یازدهم : شیخ طوسى و کفعمى فرموده اندکه بخواند دراین شب :

اِلهى تَعَرَّضَ لَکَ فى هذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ

خدایا خواهندگان در این شب به درگاه تو آمدند

وَقَصَدَکَ الْقاصِدُونَ وَاَمَّلَ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ الطّالِبُونَ وَلَکَ فى

و قاصدان تو را مقصد خویش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نیکى تو را آرزو کردند و تو در

هذَا اللّیْلِ نَفَحاتٌ وَجَواَّئِزُ وَعَطایا وَمَواهِبُ تَمُنُّ بِها عَلى مَنْ تَشاَّءُ

این شب بخششها و جوایز و عطاهایى و بهره هایى دارى که به هر یک از بندگانت بخواهى

مِنْ عِبادِکَ وَتَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنایَهُ مِنْکَ وَها اَنَا ذا عُبَیْدُکَ

عطا خواهى کرد و از آن کس که عنایت تو نسبت به او سبقت نگرفته است آن را باز دارى و من اینک آن بنده کوچک

الْفَقیرُ اِلَیْکَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ فَاِنْ کُنْتَ یا مَولاىَ تَفَضَّلْتَ

و نیازمند درگاه تو و آرزومند فضل و نیکى تو هستم پس اى مولاى من اگر بنا دارى

فى هذِهِ اللَّیْلَهِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَعُدْتَ عَلَیْهِ بِعائِدَهٍ مِنْ عَطْفِکَ

در این شب بر کسى از خلق خویش تفضلى فرمایى و جایزه اى از روى مهر و عطوفت به او بدهى پس درود

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْخَیِّرینَ

فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان پاکیزه برگزیده برتر

الْفاضِلینَ وَجُدْ عَلَىَّ بِطَولِکَ وَمَعْرُوفِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ وَصَلَّى اللّهُ

و از نعمت و نیکى خویش بر من نیز لطف فرما اى پروردگار جهانیان و درود خدا

عَلى مُحَمَّدٍخاتَمِ النَّبیّینَ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً اِنَّ اللّهَ حَمیدٌ

بر محمد خاتم پیمبران و بر آل پاکش و تحیت فراوان که همانا خداوند ستوده و

مَجیدٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى کَما وَعَدْتَ اِنَّکَ

بزرگوار است خدایا من تو را مى خوانم چنانچه دستور فرمودى پس دعایم را مستجاب کن چنانکه وعده فرمودى که براستى

لا تُخْلِفُ الْمیعادَ

تو خلف وعده نمى کنى
و این دعائیست که در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى شود .
دوازدهم : بخواند بعد از هر دو رکعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وِتْر دعاهائى را که شیخ و سیّد نقل کرده اند .

 


91/4/14::: 1:21 ص
نظر()
  
  

فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام

 

* امام باقر علیه السلام، از جدّش، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پاره‌اى از پیکر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى که او را زیارت کند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهکارى که به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد.(?)

 

* ابوهاشم جعفرى گوید: از امام جواد علیه السلام شنیدم که فرمود: میان دو کوه طوس، پاره‌اى است که آن را از بهشت ستانده‌اند، هر که بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند.(?)

 

* حسین بن زید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى‌فرمود: مردى از نسل فرزندم موسى، قیام خواهد کرد که همنام امیرالمؤمنین علیه السلام است و در سرزمین طوس که در خراسان است، دفن خواهد شد. او در همان جا با زهر کشته مى‌شود و غریبانه به خاکش مى‌سپارند. هر که او را با معرفت زیارت کند، خداوند او را همسان کسانى که پیش از پیروزى، بخشش و پیکار کرده باشند، پاداش خواهد داد.(?)

 

* بزنطى گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: هر یک از دوستان من که عارفانه به دیدار من آید، من خود در روز رستاخیز از او شفاعت کنم.(?)

 

* امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى که نامه اعمال دست به دست مى‌شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال.(?)

 

* هروى گوید: امام رضا علیه السلام وارد بارگاهى شد که هارون را آن جا در خاک نهاده بودند، در کنار گور او با دست خویش خطى بر زمین کشید و فرمود: این تربت من است که در آن دفن مى‌شوم و خدا این جا را محل آمد و شد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى که به دیدار من آید و هر مسلمانى که بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل‌بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد کرد.(?)

 

* عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: من میان زیارت قبر جدّتان امام حسین علیه السلام و زیارت بارگاه پدرتان در طوس حیران مانده‌ام، شما چه مى‌گویید؟ فرمود: اندکى درنگ کن! سپس به خانه رفت و در حالى که گونه‌هایش آغشته به اشک بود، بیرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسین علیه السلام فراوان‌اند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.(?)

* صقر بن دلف گوید: از سرورم امام هادى علیه السلام شنیدم که فرمود: هر که به درگاه خداوند نیازى دارد، قبر جدّم امام رضا علیه السلام در طوس را بدین سان زیارت نماید که نخست غسل کند، در بالا سر دو رکعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خویش را بر زبان آورد. اگر در خواسته‌اش معصیت یا بریدن از خویشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زیرا جاى قبر آن حضرت پاره‌اى از بهشت است و هر مؤمنى که آن را زیارت کند، خدا او را از آتش رهایى بخشد و در سراى امنیت جاى دهد.(?)

 

پی‌نوشت‌ها:

?- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج?، ص ???/ امالى صدوق، ص ????

?- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج?، ص ????

?- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج?، ص ???/ امالى صدوق ????

?- امالى صدوق، ص ????

?- خصال، ج?، ص ???/ امالى صدوق، ص ???? ?- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج?، ص ????

?- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج?، ص????

?- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج?، ص ???/ امالى صدوق، ص


  
  

                                                                                  

                                                                       شان نزول آیه مباهله
در آغاز طلوع اسلام، نجران تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود که به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند.
رسول اکرم (ص) به موازات مکاتبه با سران دولت های جهان و مراکز مذهبی، به منظور دعوت نجرانیان به اسلام، نامه ای به اسقف آن شهر نوشت.
نمایندگان پیامبر وارد نجران شده و نامه پیامبر(ص) را به اسقف نجران دادند، که مضمون آن چنین است:
"به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب از محمد فرستاده خدا بسوی اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می نمایم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید، باید به حکومت اسلامی مالیات و جزیه بپردازید در غیر این صورت، به شما اعلام خطر خواهم کرد".
اسقف پس از قرائت نامه برای تصمیم گیری ، شورایی مرکب از شخصیت های بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. یکی از افراد طرف مشورت "شرحبیل" بود که به عقل و درایت و کاردانی معروفیت داشت.
وی گفت: ما مکرر از پیشوایان مذهبی خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست محمد، که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد.
بعد از سخنان شرحبیل، شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیات نمایندگی نجران به مدینه برود تا از نزدیک با محمد(ص) تماس گرفته و دلایل نبوت او را مورد بررسی قرار دهد.
بدین ترتیب برای رفع این مشکل، هیاتی مرکب از شصت نفر که در راس آنها سه تن از بزرگان نجران به نام های "ابو حارثه بن علقمه"اسقف اعظم نجران و نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز، "عبدالمسیح بن شرحبیل" معروف به عاقب پیشوای اهالی این منطقه و"اهتم یاایهم بن نعمان" معروف به سید شخصی کهنسال و ریش سفید و مورد احترام نجرانیان عازم مدینه منوره شده تا با رسول خدا(ص) به گفتگو بپردازند و راه حلی پیدا کنند.
نجرانیان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدینه شدند و در مسجد به حضور پیغمبر اسلام(ص) آمدند. پیامبر با مشاهده هیات آنان از ایشان روی برگرداند.
چند روز به همین منوال گذشت تا آنکه نجرانیان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گفت و گو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پیامبر رسیدند.
آنان طی نشست هایی که با پیامبر اکرم(ص) داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و برغم دلایل قوی و محکمی که پیامبر اکرم(ص) ارایه فرمود آنها همچنان به حقانیت آیین و اعتقادات خود پافشاری می کردند.
این امر سبب شد تا پیامبر(ص) بر اساس حکم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نماید، که طرفین در پیشگاه خداوند لب به نفرین بگشایند و هر کدام که بر حق نیستند و دروغ می گویند، به عذاب الهی گرفتار شوند نصاری پذیرفتند و اجرای آن را به روز بعد موکول کردند.
بامداد روز بعد، اجتماعی عظیم از مردم مدینه در بیرون شهر دیده می شد و گروهی بی شمار برای تماشای مباهله گرد آمده بودند در آن حال مشاهده کردند که پیغمبر اکرم(ص) در حالی که کودکی را در آغوش داشته و دست کودک دیگری را در دست دارد به همراه بانو و مردی که پشت سر ایشان حرکت می کردند، از راه رسیدند و محلی را برای مباهله در نظر گرفتند.
مسیحیان که از دور ناظر ورود رسول اکرم(ص) بودند، بر خلاف انتظار خود دیدند که آن حضرت با جمعیت و ازدحام نیامده و فقط یک مرد و یک زن و دو پسر با خود آورده است.
پرسیدند که همراهان پیغمبر با او چه نسبتی دارند، گفته شد: که اینان محبوب ترین مردم نزد رسول اکرم(ص) هستند، یکی فاطمه دختر او و دیگری علی داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسین هستند.
اسقف اعظم نصرانی که متحیر شده بود، خطاب به جمعیت نصاری گفت: "بنگرید که محمد چگونه با اطمینان تمام و ایمان راسخ به میدان آمده و بهترین عزیزان خود را برای اجرای مباهله به همراه آورده است به خدا سوگند اگر او را در این امر تردید و یا خوفی داشت، هرگز عزیزان خود را انتخاب نمی کرد.
مردم، من در چهره آنان معنویت و روحانیتی می یابم که اگر از خدا درخواست کنند، کوه ها را از جای خود حرکت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشید که عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت. به دنبال آن، پیامی به رسول اکرم(ص) فرستادند که از مباهله درگذر و تو خودت در میان ما حکم باش و کار را با مصالحه خاتمه بده".
رسول اکرم(ص) با پیشنهاد آنها موافقت کرد و صلح نامه ای به خط حضرت علی(ع) و تعیین جزیه سبک و آسانی که سالیانه بپردازند، تنظیم شد و کار خاتمه یافت.
از این رو داستان مباهله بزرگترین سند فضیلت برای اهل پیامبر است زیرا الفاظ و مفردات آیه 61 آل عمران که می فرماید: "به آنها (نصارای نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم"، حاکی از آن است که همراهان پیامبر در چه پایه ای از فضیلت قرار داشتند.
پیامبر در این آیه، علاوه بر این که حسن و حسین(ع) را فرزندان خود و فاطمه(س) را یگانه زن منتسب به خاندان خویش می خواند، از شخص علی(ع) به عنوان "انفسنا" تعبیر می کند و آن شخصیت عظیم جهان انسانی را به منزله جان پیامبر می داند، فضیلتی بالاتر از این که یک شخص ازنظر معنویت و فضیلت به پایه ای برسد که خداوند بزرگ او را به منزله جان و روح پیامبر بخواند.
از روایاتی که از پیشوایان مذهبی ما وارد شده است، استفاده می شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر نداشته و هر فرد مسلمانی در مسایل مذهبی می تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد.

فضیلت هفتم- نزول سوره هل اتی

جبرئیل به پیامبر اکرم ( صلی ا... علیه و آله و سلم ):

هَنّاک اللهُ فی اَهلِ بَیتِک.

در شأن نزول سورة هل اتی، نوشته اند: چون حسنین، دو فرزند دلبند پیغمبر (صلی ا... علیه و آله و سلم) بیمار شدند، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) برای بهبودی آنان نذر کردند که سه روز پی در پی روزه بدارد. حضرت زهرا و فرزندان هم به پیروی از آن حضرت، چنین نذری نمودند و در روز اول و دوم و سوم به هنگام افطار،اصل غذای خود را به سائِل ( فقیر و یتیم و اسیر ) بخشیدند و فقط با آب افطار کردند. خداوند پیامبرش را از این فضیلت بزرگ آگاه ساخت و او را به وجود چنین اهل بیتی تبریک گفت و سورة هل اتی را در شأن پر برکت آن امام همام، نازل کرد.

وَ یُطعِمُونَ الطّعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً.

اکثر سیره نویسان، تاریخ نزول این سوره را روز 25 ذی حجه می دانند.

البته فضایل امیرالمومنین (ع) بی شمار است ، او تنها کسی است که در داخل خانه خدا به دنیا آمده و در محراب خانه خدا شربت شهادت نوشیده و پس از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) ، احدی به مقام و منزلت علی(ع) نبوده و نخواهد رسید. 




  
  

 

 فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام

1 ـ امام باقر(ع)، از جدّش، از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده است که پیامبر(ص) فرمود: پاره اى از پیکر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى که او را زیارت کند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهکارى که به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد. عیون اخبار الرضا(ع) 2:257؛ امالى صدوق:119
2 ـ ابوهاشم جعفرى گوید: از امام جواد(ع) شنیدم که فرمود: میان دو کوه طوس، پاره اى است که آن را از بهشت ستانده اند، هر که بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند. عیون اخبارالرضا(ع) 2:256
3 ـ حسین بن زید گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که مى فرمود: مردى از نسل فرزندم موسى ، قیام خواهد کرد که همنام امیرالمؤمنین(ع) است و در سرزمین طوس که در خراسان است، دفن خواهد شد... او در همان جا با زهر کشته مى شود و غریبانه به خاکش مى سپارند. هر که او را با معرفت زیارت کند، خداوند او را همسان کسانى که پیش از پیروزى ، بخشش و پیکار کرده باشند، پاداش خواهد داد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:255؛ امالى صدوق 118.
4 ـ بزنطى گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: هر یک از دوستان من که عارفانه به دیدار من آید، من خود در روز رستاخیز از او شفاعت کنم. امالى صدوق 119.
5 ـ امام رضا(ع) فرمود: هر کس که دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى که نامه اعمال دست به دست مى شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال. خصال 1:109؛ امالى صدوق 121.
6 ـ هروى گوید: امام رضا(ع) وارد بارگاهى شد که هارون را آن جا در خاک نهاده بودند، در کنار گور او با دست خویش خطى بر زمین کشید و فرمود: این تربت من است که در آن دفن مى شوم و خدا این جا را محل آمدوشد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى که به دیدار من آید و هر مسلمانى که بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد کرد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:136.
7 ـ عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد(ع) عرض کردم: من میان زیارت قبر جدّتان امام حسین(ع) و زیارت بارگاه پدرتان در طوس حیران مانده ام، شما چه مى گویید؟ فرمود: اندکى درنگ کن! سپس به خانه رفت و در حالى که گونه هایش آغشته به اشک بود، بیرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسین(ع) فراوان اند و زائران قبر پدرم در طوس اندک. عیون اخبارالرضا 2:256.
8 ـ صقر بن دلف گوید: از سرورم امام هادى (ع) شنیدم که فرمود: هر که به درگاه خداوند نیازى دارد، قبر جدّم امام رضا(ع) در طوس را بدین سان زیارت نماید که نخست غسل کند، در بالاسر دو رکعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خویش را بر زبان آورد... اگر در خواسته اش معصیت یا بریدن از خویشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زیرا جاى قبر آن حضرت پاره اى از بهشت است و هر مؤمنى که آن را زیارت کند، خدا او را از آتش رهایى بخشد و در سراى امنیت جاى دهد. عیون اخبارالرضا(ع) 2:262؛ امالى صدوق 588.

 

پذیرش امامت حضرت رضا(علیه السلام) از جانب احمد بن موسى(علیه السلام)

یکى از برادران بلند مقام حضرت رضا(علیه السلام)، احمد بن موسى (علیه السلام) است (معروف به شاه چراغ مرقد شریفش در شیراز مى باشد) این شخصیت بزرگوار مورد احترام مردم بود، حتّى پس از شایع شدن شهادت حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام)در مدینه، جمعى در مدینه به عنوان پذیرش امامت او به در خانه (ام احمد) آمدند، و همراه «احمد بن موسى(علیه السلام)» به مسجد رفتند، از آنجا که «احمد بن موسى» داراى کرامات و مقامات ارجمند بود، مردم تصوّر مى کردند، امام بعد از امام کاظم(علیه السلام) اوست، با او به عنوان امام بیعت کردند، او از مردم بیعت گرفت و سپس بالاى منبر رفت و خطبه اى در نهایت فصاحت و بلاغت خواند، سپس فرمود: «اى مردم! شما همه با من بیعت کردید، ولى بدانید من با برادرم «على بن موسى(علیه السلام)» بیعت کرده ام، او امام و جانشین پدرم مى باشد، او ولى خداست، و بر من و شما از جانب خدا و رسولش واجب است که هرچه او به ما امر مى کند، اطاعت کنیم.»

همه حاضران سخن احمد بن موسى(علیه السلام) را پذیرفتند، و دسته جمعى از مسجد بیرون آمده در حالى که احمد بن موسى(علیه السلام) در پیشاپیش آنها بود، با هم به در خانه حضرت رضا(علیه السلام) رفتند و با آن حضرت بیعت کردند، امام رضا(علیه السلام)براى احمد بن موسى(علیه السلام)، دعا کرد، و احمد بن موسى(علیه السلام) از آن پس همواره در خدمت برادر بود، تا آن زمان که حضرت رضا(علیه السلام) به سوى خراسان حرکت نمود.

احمد بن موسى(علیه السلام) در عصر خلافت مأمون عباسى، همواره جماعتى از مدینه به قصد زیارت برادرش حضرت رضا(علیه السلام)، از طریق فارس به سوى خراسان حرکت نمودند، هنگامى که «قتلغ خان» استاندار و نماینده مأمون در شیراز از ورود او به سوى شیراز، مطلع شد (با توجه به این که سیاست مأمون نسبت به امام رضا(علیه السلام) و امامزادگان، تغییر کرده بود) سپاهى به سوى او فرستاد، و در هشت فرسخى شیراز در محلى به نام «خان زینان» سر راه احمد بن موسى(علیه السلام) را گرفتند، بین حضرت احمد و همراهانش با سپاه قتلغ خان، جنگ واقع شد، در این میان یکى از یاران قتلغ خان فریاد زد: «اگر شما قصد دیدار حضرت رضا(علیه السلام) را دارید او از دنیا رفت». وقتى که یاران احمد بن موسى(علیه السلام) چنین شنیدند از اطراف او پراکنده شدند، دشمنان آنها را تعقیب کرده و در شیراز در همانجا که اکنون محل مرقد شریف احمد بن موسى(علیه السلام) است، او و عده اى از همراهانش را به شهادت رساندند.

به این ترتیب این امامزاده وارسته و بزرگ با کمال خلوص مردم را به پذیرفتن امامت برادرش حضرت رضا(علیه السلام)فراخواند، و خود و همراهانش در راه دیدار برادر، به شهادت رسیدند، و خون جوشان او و همراهان، بذرهاى گسترش تشیع و محبت اهل بیت(علیهم السلام) را در دلهاى ایرانیان آن عصر، و اعصار دیگر پاشید.

 


89/7/22::: 10:35 ص
نظر()